محمد حسين بن مهدى فراهانى

162

سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )

شدند . مشار اليه توسط و شفاعت قوم در نزد حكومت كردفان نمود ، چون حكومت اقوال مراشد و مشايخ به گوشش بود از محمد احمد نشنود و شدت عملش با پناه بردگان به او بيشتر شد . بين رعايا و اجزاء حكومت زد و خورد مختصرى به هم رسيد و كار به جدال انجاميد . شكست به عساكر حكومت افتاد . مجددا حكومت بيش از پيش عساكر فرستاد كه محمد احمد و پناه بردگان او را بگيرند و كيفر بخشند ، باز كارى از پيش نبرده شكست يافتند . آوازهء او اندكى بلند شد . از اطراف و اكناف به جهت ندادن ماليات رو به او نهادند . آشوب و هيجان در بعضى از ولايات سودان پيدا و رفته رفته شعلهء آتش ، شرق و سودان را فرا گرفت . به والى مصر خبر رسيد ، پىدرپى عساكر به سودان فرستاد كه اطفاء آتش نمايد ، ممكن نشد . در اين بين فتنهء اعرابى پاشا در مصر بالا گرفته و اعيان خديويه مشغول رفع آن شده مجال كمك فرستادن براى عساكر سودان ننمودند . محمد احمد فرصت غنيمت شمرده اعراب اطراف هم گرد او سخت جمع آمدند و بر اغلب ولايات شرقى اطراف شهر سودان استيلا جست ، تا آنكه انگليس داخل مصر گرديد . ابتدا انگليس اصرار كرد كه خديو مصر از سودان عجالة صرف‌نظر نمايد . مدتى اين گفتگو بود . اهالى سودان اين حرف را شنيده بيشتر ترسيده و اطراف محمد احمد را سخت‌تر گرفتند . اعيان خديويه قول انگليس را نپذيرفته و باز به سودان از مصر دو فقره عسكر فرستادند و شكست يافت . بعد كاغذهاى مصالحه و وعد و وعيد به او نوشتند ، جوابهاى سخت داد و تحريرا و تقريرا بناى ادعاى مهدويت نوعى نهاد ، چنانچه هركس نزد او سلام مىرفت ، « السلام عليك يا خليفة اللّه » و « يا حجة اللّه » و « يا ولى للّه‌ا » مىگفت . و ادعاى رؤيت حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله را در بيدارى مىنمود . اما در يكى از خطب او نوشته بود « البرى معنا » كه در ترجمهء برى نوشته‌اند روحى است پاكيزه با رجل صالح كه در وقت خواب اخبارات ماضى و مستقبل را به او خبر مىدهد . و جنگهاى متعدد با عساكر مصر كرد ، گاهى شكست داد و گاهى شكست خورد . از جمله چندبار با عبد القادر پاشاى مصرى جنگ كرد و شكست خورد . و يك فقره از او شكست فاحشى خورده و پناه به كوهى برده و از لشكر او بسيار كشته شد و از عسكر قادر پاشا هيچ كشته نشد ، تا لشكر انگليس به كمك عساكر مصرى آمد . تعصب مذهبى هم دامنگير اهالى سودان شده در حمايت متمهدى سخت متحد شدند و ايستادگيها كردند . و تفصيل جنگهاش با عساكر انگليس مشهور و در روزنامه‌ها نوشته است . از آن جنگها امر او خيلى بالا گرفت ، و شرق و غرب